ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
328
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
( 1936 ) . 66 پس از آن گزارشى منظّم از بلاد واقع در مغرب مصر و جنوب و شمال آن هست كه از تونس آغاز مىشود و پس از آن مغرب « اوسط » است و تلمسان پايتخت آن ، سپس مغرب « اقصى » موسوم به دشت ساحل كه اكنون مراكش نام دارد ، آنگاه از جبال بربر و از اندلس جداگانه سخن دارد . بلاد واقع در جنوب مصر با نام عمومى سودان ياد مىشود كه شش مملكت و آخرين آن حبشه است . در شمال مصر گزارشى از بلاد روم ( آسياى صغير ) ، يعنى قسمتى كه هنوز در تصرّف بيزانس بوده ، هست و در اينجا خلاصهاى از تاريخ يونانيان قديم و بيزانسيان را كه جانشين آنها شدند مىآورد و جزو منابع خود از نويسندهاى از قرن چهارم ميلادى به نام هروشيش نام مىبرد كه ظاهرا به وسيلهء روايت عمرى از او نقل مىكند . از اقوام و بلاد اروپايى به ترتيب از آلمانها ، و نيزيان ، جنوواييان ، رم ، بلاد مردم فرنگ ( فرانسه ) ، جلالقه ( گاليسىها ) ، و لنبرديه ( لومباردىها ) سخن مىكند . در شمال قسطنطنيه از اقوام قفقاز بخصوص چركسها ، كه معمولا غلام به مصر مىدادند ، و نيز آس [ آلان ] و ديگران ياد شده است . از مردم جنوب شرقى اروپا ، از بلغار ، صرب ، صقلابيان ، روس ، بشكرد ، و بر جان نام مىبرد و اطّلاعات وى دربارهء اين اقوام مختصر و در بعضى موارد آشفته است ؛ و قسمت جغرافيايى با آن پايان مىگيرد . مسلّم است كه ارزش قسمت جغرافيايى مانند بقيّهء كتاب بيش از ترتيب و نظم مطالب ، مربوط به منابعى است كه قلقشندى از آن استفاده كرده است . چنانچه بارها گفتهايم اين كتاب يك كتاب روايتى است ولى بايد بگوييم كه مطالب بسيار فراوان و درخور ستايش دارد و در نوع خود كتابى منحصر به فرد است . 67 منابع آن را به دو گروه تقسيم مىتوان كرد كه از زمينههاى مختلف و مدارك رسمى است . وى در موارد مقتضى ، منابع خود را با دقّت بيان مىكند 68 و ، نه فقط از لحاظ مطالب بلكه از نظر نظم و ترتيب كتاب نيز ، بر آنها تكيه دارد و غالبا از التعريف عمرى پيروى مىكند . قلقشندى بيش از هر چيز بر آثار اسلاف يعنى خبرگان انشاء و كارهاى ديوانى ، و رجال ادب تكيه دارد . به كمك كتاب وى مىتوان تكامل رشتهء انشاء را در ادب عربى دنبال كرد . و بيوركمن خاورشناس با تحقيقى كه از آن ياد كرديم در اين كار سهمى داشته است ، ولى قلقشندى به نسبت فراوان از همهء رشتههاى پرمايهء ديگر كه براى كتاب خود مفيد مىدانسته استفاده كرده است . اكنون معلوم شده كه تعداد منابع كتاب به وضع چشمگيرى فراوان است و بيوركمن تقريبا خلاصهاى كامل از آن آورده 69 كه نيازى به گفت و گوى آن نيست ، ولى نگاهى سريع به منابع قسمت جغرافيايى از نظر ما اهمّيّت دارد ، زيرا تكامل نوشتههاى جغرافيايى را روشن مىكند و به كمك آن آثارى را كه به دوران مؤلّف هنوز رونقى داشته معيّن مىتوان كرد . البتّه چون قلقشندى فقط به كار جغرافيا مىپرداخته اين بحث اهمّيّت خاص ندارد . گر چه عمرى منبع درجهء اوّل اوست 70 همهء مطالب جغرافيايى خود را از او